میان سردی نگاه آدم ها خدایا دلم برای جهنمت تنگ است

 
 
About Me

My Blog
My Archive
My Categories

 
Daily Links
Friends Link
Template By
 
 
۱۳٩٢/۸/٩
پست ثابت

+ نوشته شده در  ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ  توسط شیما  نظرات ()  
 
۱۳٩٠/۱۱/۱٠
تولد شیوا

تولد قشنگت مبارک عزیزم

درسته 400کیلومتر ازت دورم ولی هرجای دنیا باشم عاشقانه دوستت دارم و میلاد قشنگتو جشن میگیرم

دوستت دارم                                       

HAPPY BIRTHDAY TO YOUUUUU  

+ نوشته شده در  ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ  توسط شیما  نظرات ()  
 
۱۳٩٠/۱۱/٤
رفیق

خون کم ارای رفاقت       

رفیق قسم و گیانت

 

مه خاکدم ومولا          

تا شاهرگ هامه بانت

 

دس خوش ارای مرامت      

مه خاک پادم در بس

 

غم و دلت ری نیه      

تا مه دیری غمت چس؟

 

به زبان کردی خودمون برای عشقم شیوا

 

+ نوشته شده در  ساعت ۳:٥٧ ‎ب.ظ  توسط شیما  نظرات ()  
 
۱۳٩٠/۱۱/٤
 

اشتباه اول تجربه است و

 تکرارش نادانی

+ نوشته شده در  ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ  توسط شیما  نظرات ()  
 
۱۳٩٠/۱٠/۳
تقدیم به دوستیمان

کاش ابرها بیایند وباران ببارد و بشوید تمام داشته هایمان را به جز عشق...

 کاش یک بار هوای دریا کنیم دلتنگی هایمان را به موج ها بسپاریم تا زلال شویم از اشتباه و گناه...

کاش غم های پاییز زده نشان من و تو را گم کنند و صاف شود دلمان از گریه...

که تا ابد اینگونه زیبا لبخند بزنی کناره من....            

     دوست خوبم

+ نوشته شده در  ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ  توسط شیما  نظرات ()  
 
۱۳٩٠/٩/٢٤
آرام تر

 آرام تر فریاد بزن...

صدایت را خفه کن...

نباید کسی بشنود...

مبادا بفهمد دوستش داری...

مبادا بداند اسیرش شده ایی...

وای از آن لحظه که عشق را در چشمان تو ببیند...

این ها را غرورم میگفت................

کاش پای غرورم مانده بودم و امروز مجبور نبودم صدای

 شکستن قلبم را در سینه ام خفه کنم...

 

 

+ نوشته شده در  ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ  توسط شیما  نظرات ()  
 
۱۳٩٠/٩/٩
 

چه آسان به من خندیدی

 

                           به سادگی باز شدن لبانت ازهم

ونمیدانی تمام تاروپود من متلاشی شد

                                    تا بفهمی دوستت دارم....

+ نوشته شده در  ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ  توسط شیما  نظرات ()  
 
۱۳٩٠/٩/٥
هنوز هم........

چراغ ها را خاموش میکنم و در تاریکی برایت می نویسم......

نمی خواهم در و دیوار اتاق هم التماس چشمانم را ببینند.........

همین که تو التماس چشمانم را دیدی و چشم هایت را بر آن بستی برای شکستنم کافی بود............

 

اما.من هنوز هم برای تو می نویسم.......

هنوز هم برای چشم های زیبایت شعر می گویم.............

و هنوز هم چشم هایم را می بندم و خواب شیرین با تو بودن را از جلوی چشمانم می گذرانم.......

 

+ نوشته شده در  ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ  توسط شیما  نظرات ()  
 
۱۳٩٠/۸/۳٠
من خدا را دارم

سفری در پیش است.................کوله

  باری بر دوش..............هر کجا لغزیدی

 یا اگر ترسیدی................از ته قلب

بگو ..........منخدارا دارم

+ نوشته شده در  ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ  توسط شیما  نظرات ()  
 
۱۳٩٠/۸/٢٩
جام اندوه

حسرت دیده ی تب دار تو بیمارم کرد

آن نگاه نگران, دل تب دار مرا خوابم کرد

بی جهت نیست که مست رخ زیبای توام

لب گلگون تو در دشت خزان آبم کرد

مستی گرم نگاهم ز افق های تو بود

آه ان صورت مهتاب تو در خوابم کرد

شهر را از تب بیماری من جایی نیست

راه گم کرده به دنبال تو آواره و بیمارم کرد

اشکم از دیده به گرمای نفس های تو بود

جام اندوه تو مر همره وهمراهم کرد 

+ نوشته شده در  ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ  توسط شیما  نظرات ()  
 

chashmhaye-zibayash

chashmhaye-zibayash

http://chashmhaye-zibayash.persianblog.ir

میان سردی نگاه آدم ها خدایا دلم برای جهنمت تنگ است

میان سردی نگاه آدم ها خدایا دلم برای جهنمت تنگ است

میان سردی نگاه آدم ها خدایا دلم برای جهنمت تنگ است

میان سردی نگاه آدم ها خدایا دلم برای جهنمت تنگ است

قالب پرشین بلاگ

قالب پرشين بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog